محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

369

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

است شروع در سوختن خرمن غلات و افروختن آتش مضرّت و آفات كردند و بر ساحت آن صحراوات ، و سطح بساتين و مزروعات ، بساط تغلب و تعدّى « 1 » گستردند . و از جهت تنقيص عيش محصوران و قلّت روزى ساكنان و متوطّنان و آشفتگى روزگار اهالى حصار ، بر سرهاى راه كه محل مرور و ممرّ عبور مترددين و مسافرين بود ، جماعتى را تعيين كرد كه احدى را مجال تردد و قدرت آمد و شد نباشد ، و چون ازين مقدمات فراغت يافت ، اوزبك بسيار را سوار كرده عنان توجه بجانب شهر تافت و فوجى از پياده و سوار ، از حصار بيرون آمده و بدفع و منع آن اشرار پرداخته بين الجانبين نيران جدال و قتال اشتعال پذيرفته « 2 » خرمن وجود خيلى از دليران طرفين به آتش تيغ آبدار سوخت و زمانهء پر بهانه از اجساد آن كشتگان طعمهء چندين ساله جهت زاغ و زغن اندوخت . و بكرات محاربات صفت وقوع پيوسته هركرت ، بسيارى از سوار و پياده روى بصحراى عدم نهاده از آن ورطه خلاص مىگشتند و تا مدّت هفت ماه لوازم حصارگيرى از طرف اوزبكان و شرايط قلعه‌دارى از جانب محصوران مرعى بوده بساط زندگى يكديگر ، بدست استيلا درمىنوشتند . ز بس حرب و خونريزى از هر طرف * يكى بحر از خون برآورد كف چه بحرى كه موجش بگردون رسيد * فلك دامن خويش در خون كشيد نمودى از آن بحر خون گر حباب * نبودى بجز كاسهء سر حباب آخر الامر ، كار بر محصوران تنگ شده ، از جهت قلّت مأكولات در مخمصه افتادند و چون محصولات تازه بعضى را اوزبكان سوخته و بعضى را چرانيده بودند و ذخيره در خانه‌ها نمانده بود مردم بفرياد آمدند و كار به جائى رسيد كه متعيّنان و ارباب ثروت ، دو روز و سه روز ، چيزى كه از جنس مأكولات باشد نمىيافتند و آحاد النّاس ، به حكم « الضرورات تبيح المحظورات » ، شروع دراكل محرمات

--> ( 1 ) - م . تعدى و تغلب . ( 2 ) - م : پذير .